باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

نخودی من و باباش

شهریور 94

1394/6/30 10:37
نویسنده : مریم و حمید
223 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بارانم سلام عزیزم سلام همه عمرم

آخرین روزهای تابستون رو در هوای خنک پاییزی سپری می کنیم و تو این هوا روز به روز عاشقترت میشه ثانیه به ثانی. برات میمیرم

از 

با شیرین زبونی ها و کارهات منو هلاک خودت کردی هرچی بغلت می کنم میبوسمت میچلونمت سیر نمیشه قربون اون چشمای خوشکلت بشم

هر روز یه جمله بامزه یاد میگیری

"من چی بوخورم" اونم با نازوعشوه

"نیتونم"

"من خواب دارم"

تمام سعیم اینه از لحظه لحظه تحویل فیلم بگیرم دوست ندارم این روزهایک قشنگ بگذره فرشته معصومم

شهریور ماه خوبی بود واسه هر سه ماه یه سفر با خاله مهوش رفتیم گیسوم و انزلی که هوا بارونی و عالی بود

یه روز با عمو و حسام و خاله شکوفه رفتیم ویلایی بومهن

خاله و اسرین و امیر احمد با خاله سمیه و متین گلی اومدن خونمون

دوستای مامان بابا اومدن

دایی علی چند روز اومد پیشمون

عمو حامد همه رو دعوت کرد فشم کلی با الیسا و زهرا عمه بازی کردی البته زهرا کوچولو لوس هنوز 7 ماهشه

با دوستای خردادیت رفتیم کیدزلند

به روز با خاله مژده و خاله رضوان و ارنیکا رفتیم استخر که به همه مون خیلی خوش گذشت

شهریور به روایت تصویر

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)